خواب سودا جون
سلام عسل شیرین زبون مامان
دختر ناز مامان شما تا زیر 6 ماه خیلی برای خواب مامان رو اذیت می کردی و همیشه باید تو بانوج می گذاشتمت تا می خوابیدی ولی از عید 92 تصمیم گرفتم که دیگه بانوج رو حذف کنم. چند ماهی روی پام می گذاشتمت تا بخوابی ولی وقتی می خواستم بزارمت روی زمین بیدار می شدی و گریه می کردی بهمین دلیل از نه ماهگیت می خوابوندمت کنارم و شیشه هم بهت می دادم شما هم کم کم خوابت می بردو البته انگشتهایت رو هم یکسره تو چشم مامانی می کردی. گاهی اوقات واقعا درد می گرفت و بعضی اوقات موهای ابروهامو می کشیدی. خلاصه الان که دختر ماهی شدی هر شب مامان رو کلی ناز می کنی و می خوابی . حتما حتما باید بغلت کنم وشما هم نازم کنی. این روزها از بغلت خوابیدن کلی لذت می برم. مخصوصا وقتی بعدازظهرها بغلت می خوابم میرم تو اسمونها.
دوست دارم عزیز دل مامان خیلی زیاد.
عکسهای اتلیت رو هم گرفتم. تو اولین فرصت برات اسکن می کنم و می زارم.


خواب سودا جون
